تبلیغات
باران می بارید، عاشقت که شدم ... - حج فقیران

باران می بارید، عاشقت که شدم ...
عجب خیال قشنگی تو هم به فکر منی ...!
نویسندگان
امکانات وب

جز به دیدار حریمت دگرم مرهم نیست

هیچ کس غیر شما بر دل من محرم نیست

 

شهر جدت که مرا راه ندادند اما

بپذیرم؛ به خدا حج فقیران کم نیست

 

تشنه ی جرعه ای از آب زلال حرمم

که به هم پایه ی آن چشمه ی زمزم هم نیست

 

متوسل شده ام تا که بیایم مشهد

نکند بند دخیلم گرهش محکم نیست؟!

 

من که یک سال پیاپی نگهم سوی شماست

نرسیدن به ضریحت به خدا حقم نیست

 

همه امّید حیاتم، نفسی دیدن توست

باورم نیست حرم قسمت امسالم نیست

 

گر گرفتارم و محتاج ولی مطمئنم

که تو را دارم و آینده ی من مبهم نیست

 

گرچه دنیا همه زیباست ولی بی تردید

بهتر از صحن رضا در همه ی عالم نیست

 



نوشته شده توسط : محدثه رضایی ( جمعه 28 تیر 1392 ) ( 02:50 ب.ظ )
درباره وبلاگ

باران ببارد، بین اشعارم تو هم باشی ...
دیگر چه می خواهم من از دنیای آدم ها ...؟
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :