تبلیغات
باران می بارید، عاشقت که شدم ... - وقتی که پاییز باروبندیل می بندد ...

باران می بارید، عاشقت که شدم ...
عجب خیال قشنگی تو هم به فکر منی ...!
نویسندگان
امکانات وب


قلبم دگر امروز و فردا را نمی فهمد

معنای خوار و زار و رسوا را نمی فهمد


محبوب وقتی بی خیالی پیشه اش باشد

احوال بغض آلود شبها را نمی فهمد


 عاشق نبوده است و نداند حال باران را

دلگرم خورشید است و سرما را نمی فهمد


 "ای کاش میشد ... " خوب میدانم نخواهد شد

وقتی که چشمانش تمنا را نمی فهمد


 من دوستش دارم ولی افسوس او هرگز

احساس این مجنون تنها را نمی فهمد


 پاییز امشب رخت می بندد از این کوچه

پاییز هم دلتنگی ما را نمی فهمد


 




پی نوشت 1: خیلی تلاش کردم عکس ضمیمه اش کنم نشد!

پی نوشت 2: با یک شب تاخیر به روز شدم شرمنده!




نوشته شده توسط : محدثه رضایی ( یکشنبه 1 دی 1392 ) ( 08:57 ق.ظ )
درباره وبلاگ

باران ببارد، بین اشعارم تو هم باشی ...
دیگر چه می خواهم من از دنیای آدم ها ...؟
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :