تبلیغات
باران می بارید، عاشقت که شدم ... - تولدی دیگر!

باران می بارید، عاشقت که شدم ...
عجب خیال قشنگی تو هم به فکر منی ...!
نویسندگان
امکانات وب

نمیدانم ...!
شاید روزی که وبلاگ نویسی را شروع کردم انگیزه ای داشتم به نام "شاعر شدن"
در فضایی که خیلی ها عالیجناب شعر بودند، قلم به دست گرفتم تا اظهار وجود کنم!
اما دقیقا اشکال کار همین جا بود ؛ نباید شاعر شد ؛ باید عاشق شد ...
آن هم نه آن عشق های عاریه ای که صورت بزک شده دارند. وقتی شعر را شروع کردم به خیال خودم عاشق بودم و هیهات که نبودم ..! شاید برای همین است که دو ماه دیگر میشود دو سااال که این کلبه ی محقر خاک میخورد و هیچکس نمیگوید : دقیقا کجایی؟!
حالا بعد از مدتها تصمیم گرفته ام مدادم را تراش کنم و از دوست داشتن و دوست داشته شدن بنویسم.
از عشقی که سازنده است نه سوزاننده ...


#آمده_ام_که_بنویسم ...
#سلام
 


نوشته شده توسط : محدثه رضایی ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 ) ( 06:18 ب.ظ )
درباره وبلاگ

باران ببارد، بین اشعارم تو هم باشی ...
دیگر چه می خواهم من از دنیای آدم ها ...؟
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :